روی کاغذ کوچکی نوشت: «این تصمیم برای فرداست.» کاغذ را زیر فنجان گذاشت و برای اولین بار آن روز، بدون حل کردن چیزی قهوهاش را نوشید.
فردا که برگشت، بعضی از سؤالها هنوز بودند؛ اما دیگر آنقدر بزرگ به نظر نمیرسیدند. شاید چون خودش کمی استراحت کرده بود.

روی کاغذ کوچکی نوشت: «این تصمیم برای فرداست.» کاغذ را زیر فنجان گذاشت و برای اولین بار آن روز، بدون حل کردن چیزی قهوهاش را نوشید.
فردا که برگشت، بعضی از سؤالها هنوز بودند؛ اما دیگر آنقدر بزرگ به نظر نمیرسیدند. شاید چون خودش کمی استراحت کرده بود.
دفتر احساسات این مطلب
نظرهای تأییدشده
هنوز نظری منتشر نشده است. اگر دوست دارید، اولین یادداشت این میز را شما بنویسید.